متینمتین، تا این لحظه 6 سال و 11 ماه و 15 روز سن دارد

متين طلايي

شیرین کاریهای متین

عزیز مامان جدیدا چند کار جالب میکنه. یکی اینکه وقتی میپرسیم عمه مریم کو به تابلوهای نقاشی عمه مریم اشاره میکنه و میگه ا ا ا. از باباجون هم تقلید میکنه و وقتی میگی باباجون چکار میکنن میگه اهه اهه. در ضمن بوسیدن از راه دور رو هم یاد گرفته.
12 دی 1391

تولد

دیروز تولد گل مامان بود. صبح اون روز من و بابا رفتیم بیرون برا خرید کیک و میوه و کلاه تولد و شمع یک سالگی. همون موقع هم اتلیه برای عکس متین خان نوبت گرفتیم برا ساعت ٥ عصر. اما چون آقا متین ساعت ٥ خواب بودن، مجبور شدیم ساعت ٥.٣٠ بریم آتلیه. تو آتلیه من و بابا هر هنری داشتیم نمایش دادیم تا آقا متین یه لبخند کوچولو بزنن اما.......وقتی که برگشتیم مامان جون و عمه مریم بادکنک ها رو باد کرده بودند و مامان هم کمک کرد که اونها رو با نوار ببندیم و متین خان شیطنت و گریه که من میخوام با بادکنکها بازی کنم. عمو حسین ، زن عمو و باباجون هم که رفته بودن خونه ببین (آخه قراره بهمن ماه عروسی بگیرن) ساعت ٨ اومدن خونه و کیک متین جون رو اوردن.بعدش هم یه کم شادی و ...
12 دی 1391

ختنه متین-30/9/91

اما نانای من روز پنجشنبه صبح ساعت ١٠ توسط آقای دکتر علی میرانی در بهبهان ختنه شدند. بمیرم که چقدر پسرم گریه کرد. شما بصورت بی حسی ختنه شدید و خیلی گریه کردید. شب قبل از اون من و بابا و متین رفتیم بیرون که برای متین نانا یه اسباب بازی که گربه صدادار باشه بخریم. اما هر چقدر گشتیم پیدا نکردیم. بنابراین روز ختنه برای آروم کردنه شما مجبور شدیم که یه خرگوش براتون بخریم که با اون تا حدی اروم شدین. خرگوشی رو هم با خودمون اوردیم شیراز . ...
6 دی 1391

دکور خونه

متین جان من شیطون مامان دیگه باید چکار کنیم که جنابعالی دست از بخاری و تی وی بردارین دکور ببین مامان جان، اما باز هم از لابلای دبه های سنگین آب خودتو رسوندی به تی وی. ...
6 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به متين طلايي می باشد